مراد على شمس
807
با علامه در الميزان ( فارسى )
در آن سلسله قرار دارد ، و تقليدى كه غربىها از خصوص اين روش كردهاند ، تنها از صورت زليخاى اسلام نقطهء خال را گرفتهاند كه معلوم است خال به تنهايى چقدر زشت و بدقواره است . و سخن كوتاه اينكه ، غربىها اساس روش خود را بر پايهء مساوات همه جانبهء زن با مرد در حقوق قرار دادهاند ، و سالها در اينباره كوشش نمودهاند و در اينباره وضع خلقت زن و تأخر كمالى او را در نظر نگرفتهاند . و رأى عمومى آنان تقريبا اين است كه تأخّر در كمال و فضيلت مستند به خلقت او نيست ، بلكه مستند به سوء تربيتى است كه سالهاى متمادى ( قرنها ) ادامه داشته و در محدوديت مصنوعى به سر برده است ، و گرنه طبيعت و خلقت زن با مرد فرقى ندارد . از اشكالاتى كه متوجه اين رأى است آنكه : اجتماع از قديمىترين عهد پيدايش اجمالا بتأخر زن از مرد قضاوت كرده است و اگر طبيعت مرد و زن مساوى بود خلاف اين حكم ولو در بعضى از زمانها ظاهر شده بود ، و مثلا خلقت اعضاء رئيسهء زن به صورت اعضاء مرد بيرون آمده بود . و مؤيد اين اشكال آنكه : تمدن غرب با نهايت عنايتى كه به پيش بردن زن دارد هنوز نتوانسته مرد و زن را مساوى كند . و پيوسته آمارگيرىها موافق نظر اسلام در تقديم مردان بر زنان در امر حكومت و قضاوت و جنگ است . « 1 »
--> ( 1 ) . الميزان ( 40 جلدى ) ؛ ج 4 ، ص 79 + الميزان ( 20 جلدى ) ؛ ج 2 ، ص 417 .